اعمال تعرفههای تجاری آمریکا باعث همگرایی چین و هند شده است؛
اتحاد دو رقیب تاریخی
اعمال تعرفههای تجاری آمریکا باعث همگرایی چین و هند شده است

«چیان فنگ»، مدیر تحقیقات موسسه ملی استراتژی دانشگاه تسینگهوا، به گلوبالتایمز گفت که دو طرف در حال بازگشت به یک «مسیر سالم» هستند و «روابط چین و هند خود حاوی یک حرکت ذاتی برای بهبود است». «سابنا صدیقی» در گزارش دیروز شنبه در المانیتور نوشت، برای هند، خاورمیانه ضروری است: این منطقه بخش عمدهای از نیازهای انرژی این کشور را تامین میکند و میزبان بیش از ۹میلیون مهاجر هندی است که وجوه ارسالی آنها از اقتصاد هند حمایت میکند. از زمان روی کار آمدن مودی در سال ۲۰۱۴، دهلی نو سیاست جسورانهتری در خلیجفارس در پیش گرفته و امنیت انرژی را با آرمانهای نفوذ ژئوپلیتیک بیشتر متعادل کرده است. با این حال، حضور اقتصادی غالب چین -که با سرمایهگذاریهای بلندمدت، مشارکتهای جامع و ابتکار کمربند و جاده (BRI) پشتیبانی میشود - بر تعامل بیشتر هند که بر نفت، تجارت و مهاجرانش متمرکز است، سایه افکنده است. اگر تنظیم مجدد روابط چین و هند ادامه یابد، خاورمیانه میتواند شاهد رقابت کمتر و فضای بیشتری برای همکاری باشد.
هند ممکن است مانع از کنار گذاشته شدن خود در معاملات زیرساختی و لجستیکی شود؛ جایی که شرکتهای چینی اغلب در آن تسلط دارند. این در حالی است که هر دو قدرت میتوانند فرصتهایی برای همسو کردن منافع خود در اتصال منطقهای پیدا کنند. «تورک فرهادی»، تحلیلگر ارشد مستقر در ژنو، به المانیتور میگوید که این نزدیکی در میان مهمترین تحولات جنوب آسیا در دو دهه گذشته قرار دارد. او خاطرنشان کرد که در حال حاضر، تنظیم مجدد روابط در مورد کاهش تنشها است، اما گام بعدی میتواند یک طرح مشترک «قدرت نرم» در خاورمیانه باشد. او استدلال کرد که اگر این امر محقق شود، «چین، هند و اقتصادهای خاورمیانه میتوانند از ادغام تجاری، هزینههای کمتر و افزایش رقابتپذیری بهرهمند شوند». بلندپروازیهای هند واضح است.
«کریدور اقتصادی هند-خاورمیانه-اروپا» (IMEC) که در سپتامبر ۲۰۲۳ راهاندازی شد، برای مقابله با «ابتکار کمربند و جاده» چین با اتصال هند به اروپا از طریق مسیرهای تجاری خلیجفارس طراحی شده بود. اما دو جنگ (جنگ غزه و سپس جنگ اسرائیل و ایران) روند آن را مختل کرد. یک معادله متعادلتر با پکن میتواند «آیمک» را مکمل - نه رقیب- «ابتکار کمربند و جاده» ببیند و بهطور بالقوه فرصتها را برای بازیگران منطقهای چند برابر کند. یک رابطه پایدارتر بین چین و هند همچنین میتواند بلوکهای چندجانبه مانند بریکس و سازمان همکاری شانگهای را تقویت کند. هر دو بلوک زیر بار رقابتهای هند-چین و هند-پاکستان با مشکل مواجه شدهاند. اگر روابط این دو غول آسیایی تثبیت شود، میتوانند به طور موثرتری عمل کنند، از جمله برای کشورها و شرکای خاورمیانهای مانند عربستان، قطر و امارات. با این حال، بسیاری در مورد دوام این تنظیم مجدد (RESET) تردید دارند.
«آشوک سواین»، استاد دانشگاه اوپسالا در سوئد، به المانیتور گفت که این نزدیکی «نشاندهنده آسیبپذیری مودی است تا یک همگرایی استراتژیک واقعی». با توجه به اینکه چین از طریق معاملات انرژی، زیرساختها و حتی دیپلماسی عمیقا در خاورمیانه ریشه دوانده است، سواین معتقد است که هند در معرض تبدیل شدن به «بازیگر ثانویه» است. او گفت: «پکن هیچ تمایلی برای تطبیق با جاهطلبیهای هند نشان نداده است.» او اظهار کرد که این اقدام مودی «ضعف هند را در زمانی که روابط با واشنگتن - قدرت کلیدی شکلدهنده ژئوپلیتیک خاورمیانه - رو به وخامت است، برجسته میکند.» «سی. راجا موهان»، عضو ارشد موسسه سیاستگذاری انجمن آسیا نیز هشدار داده است که چین به دنبال کاهش نفوذ هند در جنوب آسیا و خلیج فارس است. او در مصاحبهای در سال۲۰۲۲ با «جان آلترمن» از CSIS گفت که «ترجیح میدهد ایالات متحده ضامن امنیت باشد» تا اینکه پکن «دستش به شیر نفت خاورمیانه برسد».
کمبود اعتماد - که ریشه در اختلافات مرزی، درگیریهای نظامی گذشته و سوءظنهای متقابل به محاصره دارد - همچنان بزرگترین مانع برای مشارکت واقعی است. اگر این بهبود روابط پایدار باشد، هند و چین میتوانند از رقیب به شرکای بیمیل در شکلدهی چارچوبهای جدید تجاری و امنیتی مربوط به خاورمیانه تبدیل شوند. اما دهلی نو باید با احتیاط گام بردارد تا از شبیه شدن به شریک کوچک پکن جلوگیری کند. یک نظرسنجی دانشگاه تسینگهوا در سال ۲۰۲۴ که توسط چتمهاوس خلاصه شده است، شکاف ادراکی را برجسته کرد: تنها ۱۵.۷درصد از پاسخدهندگان چینی، هند را در سیاست جهانی بسیار یا اساسا تاثیرگذار میدانستند؛ درحالیکه ۴۳درصد آن را کمنفوذتر یا بیربط میدانستند. بدون اعتماد و شناخت متقابل، هرگونه تنظیم مجدد روابط ممکن است سطحی باقی بماند و پتانسیل آن را برای تغییر توازن قدرت در خاورمیانه محدود کند.