بورس در آستانه انقلاب

واقعیت این است که توکنایزیشن دارایی‌ها در سطح جهانی دیگر یک ایده خام نیست، بلکه به‌سرعت در حال تبدیل شدن به ساختار مالی جدیدی است. برای نمونه: در ایالات متحده، پلتفرم RealT تاکنون صدها ملک مسکونی را توکنایز کرده و سرمایه‌گذاری در املاک را با حداقل حدود ۵۰ دلار ممکن ساخته است. در ژاپن، ارزش بازار توکنایزیشن دارایی‌ها تا سال ۲۰۲۵ به حدود ۱۴۸‌میلیون دلار رسیده که ۸۵ درصد آن مربوط به املاک بوده است. در تایلند، یک مجتمع اداری در بانکوک به ارزش حدود ۷۰‌میلیون دلار توکنایز شده و در هند نیز پروژه Oryx در GIFT City در حال اجراست.

در اروپا، پلتفرم‌هایی مثل MetaWealth سرمایه‌گذاران نهادی را وارد بازار توکنایزیشن املاک کرده‌اند و اولین صندوق‌های سرمایه‌گذاری نهادی در این مسیر گام برداشته‌اند.

در خاورمیانه، شرکت Tokinvest توانسته مجوز رسمی از نهاد تنظیم‌گر VARA در دبی دریافت کند تا بازار توکنایزیشن املاک به‌طور رسمی و قانونی فعالیت کند.

در سنگاپور، بانک OCBC برنامه‌ای یک‌میلیارد دلاری برای انتشار اوراق تجاری دیجیتال بر بستر بلاک‌چین آغاز کرده است.

موسسات مالی بزرگی مانند HSBC، Bank of America و Euroclear نیز با همکاری شرکت R۳ به سمت استفاده از بلاک‌چین عمومی Solana برای توکنایزیشن اوراق و سهام حرکت کرده‌اند.

در آمریکا، پلتفرم‌هایی مانند Robinhood و Coinbase سهام و ETFهای توکن‌شده عرضه کرده‌اند که امکان معامله ۲۴ساعته و هفت روز هفته را فراهم می‌کند، هرچند هنوز با چالش‌های حقوقی و نظارتی روبه‌رو هستند. 

در این میان بازار سرمایه ایران سال‌هاست با چالش‌هایی چون نقدشوندگی پایین، محدودیت ابزارهای مالی و فاصله‌گرفتن سرمایه‌گذاران خرد از بورس مواجه است. اگر به تجربه‌های جهانی نگاه کنیم، توکنایزیشن می‌تواند دریچه‌ای تازه برای عبور از این بن‌بست‌ها باشد. تصور کنید سهام عدالت، که نقدشوندگی آن یکی از بحث‌های همیشگی است، در قالب توکن‌های خرد شده و روی یک بستر معاملاتی مبتنی بر بلاک‌چین عرضه شود. در این صورت هم دسترسی عموم مردم به معاملات تسهیل می‌شود، هم اعتماد به شفافیت و رهگیری تراکنش‌ها افزایش پیدا می‌کند. 

با این حال، نباید فراموش کرد که مسیر پذیرش توکنایزیشن در بورس ایران، با موانع و ریسک‌های جدی همراه است. نخستین مانع، نبود چارچوب حقوقی روشن برای مالکیت دیجیتال است. آیا نظام حقوقی ایران توکن را به رسمیت می‌شناسد؟ اگر اختلافی پیش آید، دادگاه‌ها چه حکمی خواهند داد؟ دومین مانع، ریسک‌های امنیت سایبری است؛ همان‌طور که صرافی‌های رمزارزی در دنیا بارها قربانی هک شده‌اند، در ایران نیز بدون زیرساخت امن و نظارت قوی، امکان سوءاستفاده بسیار بالاست. مانع سوم، مقاومت نهادی در برابر تغییر است. تجربه نشان داده نهادهای مالی سنتی در ایران، از بانک‌ها گرفته تا کارگزاری‌ها، اغلب با نوآوری‌های فناورانه محتاط یا حتی مخالف برخورد می‌کنند. 

اما در سوی دیگر ماجرا، فرصت‌ها آن‌قدر جدی است که نمی‌توان آنها را نادیده گرفت. توکنایزیشن می‌تواند راهی برای تامین مالی استارت‌آپ‌ها و شرکت‌های دانش‌بنیان باشد؛ شرکت‌هایی که اغلب به دلیل دارایی‌های نامشهود مثل «داده» یا «برند» در بورس سنتی امکان ارزش‌گذاری دقیق ندارند. بلاک‌چین همچنین شفافیت بی‌سابقه‌ای را به معاملات وارد می‌کند؛ چیزی که بازار سرمایه ایران برای بازسازی اعتماد عمومی به‌شدت به آن نیاز دارد. از سوی دیگر، اگر بستر مناسبی طراحی شود، امکان جذب سرمایه‌های ایرانیان خارج از کشور یا حتی سرمایه‌گذاران خارجی فراهم خواهد شد؛ مسیری که می‌تواند برای اقتصاد ایران حیاتی باشد.  بنابراین سوال اصلی این نیست که آیا ایران باید به سمت توکنایزیشن برود یا نه؛ بلکه این است که چطور و با چه سرعتی باید این مسیر را آغاز کند.

شاید بهترین راه، شروع با پروژه‌های پایلوت کوچک و کنترل‌شده باشد؛ مثلا توکنایز کردن بخشی از یک صندوق سرمایه‌گذاری یا عرضه یک دارایی دولتی در قالب توکن‌های خرد. چنین تجربه‌ای می‌تواند هم به قانون‌گذار و هم به فعالان بازار نشان دهد که این فناوری چگونه عمل می‌کند و چه ظرفیت‌هایی دارد. بازار سرمایه ایران بیش از هر زمان دیگری نیازمند بازآفرینی است. موج دیجیتال، چه بخواهیم چه نه، در راه است و دیر یا زود به دروازه بورس ما هم خواهد رسید. اگر این بار سیاستگذار به‌جای تاخیر و مقاومت، نگاه آینده‌نگر داشته باشد، شاید بورس ایران بتواند نه تنها از بحران‌های امروز عبور کند، بلکه به بازیگری مهم در اقتصاد دیجیتال منطقه بدل شود.

* مشاور مدیریت و فعال اقتصادی