نقطه ضعف دولت پزشکیان از نگاه روزنامه نزدیک به قالیباف/ لطفا از «فردای ایران» حرف بزن آقای رئیس جمهور!

نشست تلویزیونی اخیر رئیسجمهور با حضور سه چهره رسانهای از گرایشهای سیاسی متفاوت، بهسرعت به یکی از پربحثترین رخدادهای هفته بدل شد. این برنامه، هم بهخاطر شیوه اجرا که تا حدی با سنتهای دست وپا گیر مصاحبهها تفاوت رسمی داشت و هم بهخاطر محتوا و زبان گفتوگو، بازتابی وسیع در میان افکار عمومی پیدا کرد؛ اما اگر از شکل و فرم عبور کنیم، پرسش اساسی این است: آیا رئیسجمهور در این فرصت رسانهای، چیزی را از بازگویی مشکلات روزمره ارائه میدهد؟ آیا به جامعهای که در آستانه تحولات منطقهای و فشارهای بینالمللی، چشمانتظار ترسیم آیندهای روشن است، پاسخ قانعکنندهای را میدهد؟ فارغ از فرم، در یک ارزیابی کلی می توان گفت که پزشکیان در این مصاحبه نسبت به برخی سوالات جدی و عمیق پاسخی مرتبط و متناسب نداد و البته در دام سوالات حاشیه ای و غیر اولویت دار دو پرسشگر دیگر هم نیفتاد. این مصاحبه جز تاکید بر ضرورت وفاق و البته مصادیق خوبی که از وفاق بیان شد آورده خاصی برای مخاطب نداشت.
جامعه در انتظار تصویر روشن
ایران امروز در شرایطی ویژه قرار دارد. جنگ ۱۲ روزه اخیر، هرچند قدرت بازدارندگی ایران را آشکار کرد، اما خطر شرارتهای تازه اسرائیل و آمریکا هنوز برطرف نشده است. از سوی دیگر، بحرانهای داخلی از انرژی و آب گرفته تا معیشت و اشتغال، زندگی مردم را سخت کرده است.این وضعیت تعلیقی، جامعه را تشنه افقی روشن کرده است. مردم از رئیسجمهور انتظار دارند تنها به مدیریت امروز نپردازد، بلکه بگوید فردای ایران چه خواهد شد، چه فرصتهایی پیشروست و نقش شهروندان در ساختن آینده چیست؟
صراحت پزشکیان؛ هم نقطه قوت، هم نقطه ضعف
پزشکیان در این برنامه هم همان زبان ساده و بیپیرایهاش را داشت؛ وعدههای غیرعملی نداد و تهدیدهای پوچ هم به کار نبرد. این صراحت برای بخشی از جامعه نشانه صداقت است؛ اما برای گروهی دیگر، در شرایط بحرانی «ناکافی» به نظر میرسد. در فضایی که فشار روانی و اقتصادی بر مردم سنگینی میکند، صرف بازگویی مشکلات و هشدار نسبت به «لبه سقوط» نمیتواند امید بیافریند. جامعه بیش از واقعیتهای تلخ، نیازمند تصویر آینده است؛ تصویری که الهام ببخشد و انگیزه ایجاد کند. در این گفتوگو، سکوتهای پزشکیان نیز پیام داشت. او برخلاف برخی جریانها، نه از بستن تنگه هرمز سخن گفت، نه از خروج از پیمانهای بینالمللی. همین رویکرد نشان داد دولت چهاردهم مسیر تعامل و آرامسازی را ترجیح میدهد.اما پرسش این جاست: آیا صرفاً پرهیز از شعار کافی است؟ یا جامعه باید بداند ایران در پنج یا ده سال آینده چه جایگاهی خواهد داشت و چه تغییراتی انتظارش را میکشد؟
روزمرگی به جای راهبرد
بخش عمده گفتوگو به موضوعاتی چون معیشت، انرژی و قانون حجاب گذشت. پزشکیان واقعبینانه تأکید کرد که کشور در برخی حوزهها در مرز بحران است. اما همین تأکیدها وقتی بدون پیوند به چشمانداز آینده بیان میشود، بیشتر رنگ مدیریت روزمره دارد تا راهبرد کلان. برای مثال، وقتی از بحران انرژی سخن میگوید، مردم میخواهند بدانند در افق پنج یا ده ساله چه تغییر ساختاری در انتظار کشور است و چه نقشی برای آنها در این تغییر دیده شده است. چنین افقی در سخنان او کمتر دیده شد.
شخصیت ساده، برداشت پیچیده
برای فهم بهتر سبک پزشکیان باید به شخصیت او توجه کرد. او اهل ادبیات پروتکلی و شعارهای پرطمطراق نیست. ساده حرف میزند، صریح است و حتی در جلسات رسمی هم «ضدپروتکل» به نظر میرسد. این ویژگیها به صداقت و محبوبیت او کمک کرده است. اما همین سادگی در سطح کلان سیاست ممکن است به شکل «بیبرنامگی» یا «فقدان راهبرد» تعبیر شود. پزشکیان بیش از آن که تصویرساز باشد، عملگراست؛ و اگر این ویژگی با مهارتهای رسانهای و افقسازی همراه نشود، سرمایه اجتماعی او در معرض آسیب قرار میگیرد.
مصاحبه اخیر رئیسجمهور بیش از هر چیز با پرهیز از شعار و بیان صریح مشکلات جلب توجه کرد. صداقت در سخن و دوری از رادیکالیسم، در شرایط حساس امروز میتواند به جامعه آرامشی نسبی ببخشد و فضای گفتوگو را از تنشهای بیثمر دور کند. با این حال، آنچه در این گفتوگو کمتر به چشم آمد، زبانی راهبردی و آیندهنگر بود. نبود ترسیم چشماندازی روشن از فردای ایران سبب شد گفتوگو بیشتر رنگ گزارش مشکلات را داشته باشد تا نقشهای برای تغییر. اگر این روند ادامه یابد، ممکن است به تدریج از اعتماد عمومی به توان دولت در ایجاد تحول کاسته شود؛ چرا که جامعه بیش از واقعیتهای تلخ، نیازمند افقی امیدبخش است که مسیر حرکت کشور را نشان دهد.
نیاز به رؤیای مشترک
جامعه ایران امروز بیش از هر زمان به یک رؤیای مشترک نیاز دارد؛ رؤیایی که مردم را از نظارهگر منفعل به کنشگر فعال بدل کند. پزشکیان اگر بخواهد از یک مدیر محتاط به رهبر الهامبخش تبدیل شود، باید از «فردای ایران» سخن بگوید؛ فردایی که در آن ایران جایگاه منطقهای و جهانی خود را روشن میبیند و شهروندانش سهم واقعی در ساختن آینده دارند.نشست اخیر پزشکیان، هرچند از نظر فرم تجربهای تازه بود، در محتوا نتوانست پرسش بنیادین جامعه را پاسخ دهد: ایران به کجا میرود؟ بدون ارائه چشماندازی روشن، گفتوگو بیشتر شبیه صورتجلسه مشکلات بود تا نقشه راه آینده. اگر دولت چهاردهم بخواهد اعتماد و امید عمومی را حفظ کند، ناچار است به جای تکرار تلخیهای امروز، از فردای ایران سخن بگوید.
بخش سایتخوان، صرفا بازتابدهنده اخبار رسانههای رسمی کشور است.