بازی بزرگان: همزیستی چین و آمریکا در دهه۲۰۳۰
سابقه جنگ سرد

دورنمای ادامه مسابقه تسلیحات هستهای، بهویژه در پی «بحران موشکی کوبا» که تقریبا به یک جنگ هستهای تغییردهنده تاریخ رسیده بود، پرهزینه و خطرناک به نظر میرسید. سیاستگذاران آمریکایی دریافتند که یک «سردشدگی» در روابط ابرقدرتها بهشدت مورد نیاز است و همچنین بسیاری از آمریکاییها که از جنگ در ویتنام و تنش عصر هستهای خسته شده بودند، خواستار آن بودند. ریچارد نیکسون، رئیسجمهور وقت و هنری کیسینجر، مشاور وقتِ امنیت ملی، از این واقعیت که آلمان غربی -یک متحد کلیدی- خود شروع به تعدیل روابط با مسکو از طریق «اوست پالیتیک» یا «سیاست نگاه به شرق» کرده بود، خوششان نمیآمد. آنها امیدوار بودند که تنشزدایی آمریکا را به «جایگاه تصمیمگیری» در روابط شرق و غرب بازگرداند و رویکرد در حال ظهور مسکو به اروپای غربی را بر اساس «تفرقه بینداز و حکومت کن» خنثی کند. آنها همچنین (بیهوده) امیدوار بودند که مسکو بتواند به برقراری آتشبس در ویتنام کمک کند. مسکو بهنوبه خود، در تمایل واشنگتن برای کاهش هزینهها و نگرانیها در مورد جنگ هستهای شریک بود و همچنین تنشزدایی را فرصتی برای کسب مشروعیت و اعتبار میدانست.