چرا پرستاران مهاجرت میکنند؟/ حقوق کم در ایران و وسوسه کار خوب در کشورهای همسایه

فرشاد اعظمی در دنیای اقتصاد نوشت:
جریان مهاجرت کادر درمانی طی یک دهه اخیر با تغییرات جدیتری نسبت به گذشته دنبال میشود؛ اروپا، آمریکا، کانادا و حالا کشورهای آسیایی و خاورمیانه در لیست مقصد پزشکان و پرستاران و متخصصان قرار گرفته است. آنچه را میتوانند بار چمدان میکنند، از هرکه دوست دارند خداحافظی میکنند و در آخر نه برای شکستهای شغلی یا ورشکستگی یا غفلت، بلکه برای حقی که به آن نرسیدند، خانه را ترک کرده و رهسپار غربت میشوند. نتیجه سالها درس خواندن و از شب تا صبح بیدار ماندن و بعدتر گذران دوران خدمت درمانی در مناطق حاشیهای محروم، برای آنان مهاجرت شد؛ مهاجرتی که انگار «تبعید» تعبیر بهتری برای آن باشد. تبعید متخصصان و تحصیلکردگانی که سالهای سال کشور برای رشد و آموزش آنها یارانههای مختلف در حوزههای آموزشی و سلامت و دیگر بخشهای رفاهی و خدماتی ارائه کرد، ولی چون برنامهها برای تامین و پوشش اشتغال و درآمد و ارائه تسهیلات برای آنان کافی نبود، تبعید جای بهرهبرداری از نیروی انسانی را گرفت. این داستان سالهاست که در حال تکرار است و حلقههای مفقوده سرریز منابع مالی و انسانی کشور شدهاند و کشورهای پیشرفته و توسعهیافته نیز به خوبی از این ماجرا آگاه هستند و همیشه در صف مشتریان نخبگان کنکور به انتظار مینشینند.
کمبود ۱۰۰ هزار نیروی درمانی
عباس عبادی، معاون پرستاری وزارت بهداشت مردادماه گذشته از معوقات تعرفههای پرستاری هفت ماه و معوقات اضافه کار سهماهه پرستاران خبر داد؛ همین گزاره به تنهایی میتواند بسیاری از مشکلات کادر درمانی را توجیه کند. چراکه ناترازی بین درآمد با مخارج زندگی به خودیخود یک چالش سخت را در بحث معیشت شهروندان ایجاد کرده و در این میان معوقات پرداختی چندماهه، مزید بر علت میشود تا بسیاری از اعضای کادر درمانی مجبور به مهاجرت یا تغییر شغل شوند. همچنانکه به گفته عبادی «حداقل در مراکز درمانی با کمبود ۱۰۰ هزار پرستار مواجه هستیم». وزارت بهداشت در این زمینه سعی کرده با افزایش استخدامها، کمبود نیرو را جبران کند ولی سوال اصلی اینجاست که با وجود مهاجرتهای پر تعداد، چنین راهکارهایی چقدر جوابگو هستند؟
پرستاران، در صف مهاجرت
مشکلات عدیده معیشتی برای پرستاران طی یک دهه گذشته باعث شده تا یکی از حرفههای پررونق برای جذب مشتری در دفاتر مهاجرتی پرستاری باشد. کافی است که در اینترنت نام دفاتر مهاجرتی را جستوجو کنید و آنگاه متوجه خواهید شد که در لیست مشاغل پیشنهادی برای ادامه تحصیل یا اشتغال در کشورهای خارجی، پرستاران در صدر گزینهها قرار دارند. آلمان، دانمارک، فنلاند، کانادا، نیوزیلند و اخیرا ترکیه و امارات و عمان و... همگی در لیستهای پیشنهادی اقامتی ذکر شدهاند و قسمت جذابتر ماجرا آنجا است که پرستاران بین درآمد پیشنهادی کشورها با حقوق دریافتی خودشان در ایران بخواهند محاسبه و مقایسهای را انجام بدهند.
پرستاران در کشور درآمدی تقریبا بین ۲۵۰ تا ۴۵۰ دلار دارند که البته همین حقوقهای دریافتی نیز با تعویق چندماهه مواجه میشود و این در حالی است که همین پرستار در کشورهای اروپایی تقریبا بین ۲۵۰۰ تا ۳۲۰۰ دلار درآمد ماهانه دارد و در بعضی از کشورها و بنا بر نوع تخصص و سوابق کاری و تجربه این درآمد ماهانه تا مرز ۶۲۰۰ دلار و حتی بیشتر افزایش پیدا میکند. پرستاران در واقع خودشان را در میان یک دوراهی میبینند که در یک طرف میتوانند با مهاجرت به یک کشور دیگر درآمد خودشان را چندین برابر افزایش داده و در عین حال از تسهیلات آموزشی و رفاهی مرتبط با حرفه خودشان نیز بهرهمند شوند.
پرداختی به کادر درمان خارجی چند برابر بیشتر از ایران است
رضا لاریپور، سخنگوی نظام پزشکی کشور در گفتوگویی با «دنیایاقتصاد» به چرایی مهاجرت و تبعات آن در حوزه سلامت کشور میپردازد. عدم توجه به مطالبات نیروی انسانی و شرایط تجهیزات و امکانات در حوزه سلامت مهمترین عواملی هستند که به اعتقاد لاریپور باعث شده تا جامعه پزشکی و پرستاری کشور جذب کشورهای دیگر با حقوقهای چند برابری شوند؛ واقعیتی تلخ که البته برای حوزه سلامت کشور نیز بدون تبعات نخواهد بود. لاریپور بسته شدن مراکز درمانی، محدودیت و گرانی دسترسی شهروندان به خدمات درمانی و کاهش کیفیت خدمات درمانی را از جمله مهمترین تبعات این مهاجرتها میداند.
اخیرا گزارشهایی مبنی بر کمبود نیروی متخصص در حوزه سلامت به دلیل مهاجرت کادرهای درمانی منتشر شده است. امسال بحث مهاجرت کادر درمانی چقدر در بحث کمبود نیروهای متخصص سهم داشته است؟
تعداد مهاجرتها در دولت چهاردهم اگرچه کاهش نسبی دارد ولی به معنای این نیست که مطالبات کادر درمانی پاسخ داده شده است. در واقع روند کاهشی مهاجرت این افراد به این معنا نیست که مسوولان مربوطه کارهای مثبتی را برای جامعه پزشکی یا پرستاری انجام دادهاند. افزایش قیمت دلار و کاهش توانایی افراد برای تامین هزینههای سفر و اقامت دلیل عمده کاهش مهاجرت است و دومین دلیل نیز به این مربوط میشود که ظرفیت بسیاری از کشورها برای پذیرش پرستار و پزشک در حال پر شدن است.
دلیل این مهاجرتها چیست؟
آنچه باعث شده تا همچنان درخواست جامعه پرستاری و پزشکی برای مهاجرت برقرار باشد یا افزایش پیدا کند، این است که به نیروی انسانی در این حوزه به عنوان موتور پیشران نظام سلامت توجه نمیشود. ما نباید هیچ تبعیضی بین ماما، پیراپزشک یا پزشک و همین طور پرستار قائل باشیم. ما همه این ردهها را به عنوان چگالی و بدنه نظام سلامت یاد میکنیم که اتفاقا این بدنه نظام سلامت در کشور ما در وضعیت مطلوبی قرار دارد.
دلیل گلایه شهروندان از دوران درمان چیست؟
اگرچه توزیع نیروی انسانی و خدمات انسانی منجر به دسترسی آحاد جامعه به خدمات درمانی مطلوب نمیشود و واقعیت این است که تولیت نظام سلامت یعنی وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی وظیفه ایجاد این دسترسی عادلانه به خدمات درمانی را ایجاد کند. وگرنه نه افزایش ظرفیت در آموزشکدههای پزشکی و نه اجرای طرح خدمت در مناطق کمتر برخوردار سبب نمیشود که مردم دسترسی عادلانه به خدمات درمانی داشته باشند.
چه راهکاری برای برونرفت از این مشکل وجود دارد؟
چند راهکار ساده در این مساله وجود دارد. نخست اینکه ما باید بحث تجهیز نیروهای انسانی در حوزه سلامت را جدی بگیریم. دوم اینکه باید حوزه سلامت را به امکانات و تسهیلات مرتبط مجهز کنیم. حوزه سلامت مثل یک حوزه امنیتی برای هر کشوری دارای اهمیت و جایگاه ویژهای است. نظر من این است که اگر ما به همان میزانی که در بحث سنجش امنیت کشور به موضوع موشک و هواپیما و توان نظامی یک کشور میپردازیم، به همان میزان باید متوجه ضروریات و نیازهای حوزه سلامت باشیم. حوزه سلامت، تنها حوزهای است که با افتخار میتوانیم اعلام کنیم که بر قله خوداتکایی ایستادهایم. ما در بقیه حوزههای خدماتی یا صنعتی تقریبا خودکفایی نداشتیم. حوزه سلامت، حوزهای است که چه در دوران جنگ هشت ساله، چه در دوران دفاع از حرم، چه در دوران کرونا و اخیرا در دوران جنگ تحمیلی ۱۲ روزه، همراه و پابهپای مردم بود و توانسته است که وظایف خودش را در قبال مردم انجام بدهد. بنابراین تکریم جامعه پرستاری و پزشکی باید یک اولویت باشد. مثلا دولت میتواند مجموعه تسهیلاتی را برای حمایت از آنان در نظر بگیرد. ما باید راهکارهایی را دنبال کنیم تا بتوانیم آنان را در داخل کشور حفظ کنیم.
چه مسائل و موضوعاتی در تشویق پرستاران یا پزشکان به مهاجرت نقش دارد؟
قاعدتا جذابیتهایی در خارج از کشور مانند تجهیزات و تسهیلات و... برای جوامع پزشکی و پرستاری از سوی دولتها لحاظ شده که در این مساله بیتاثیر نیستند. افزون بر اینکه نگاه معیشتی در این تصمیمگیری یک بحث بعید و دور از ذهنی نیست. امروز در کشورهای اطراف ما و در کشورهای حاشیه خلیج فارس، بیش از ۲۵ تا ۳۰ برابر نسبت به ایران پرداختی داریم. همین پرداختی در ترکیه ۱۸ برابر، در کشورهایی مانند عراق، هند و پاکستان بین ۸ تا ۱۰ نسبت به ایران تفاوت وجود دارد. طبیعی است که در حداقلیترین نگاه بحث معیشت یک جذابیت برای پرستاران و پزشکان در موضوع مهاجرت ایجاد کند.
آیا این مساله عامل کمبود نیروی متخصص در حوزه سلامت نمیشود؟
امروز بیمارستانهای متعددی در داخل کشور در حال ساخت هستند، ولی نیازمند نیروی انسانی متخصص هستند. در و دیوار کسی را درمان نمیکند. آنچه در حوزه سلامت نقش اصلی را ایفا میکند، نیروی انسانی است. بنابراین ما در کنار بحث معیشت، باید یک فرصتی را برای تعالی و آموزش و پیشرفت تحصیلی و مهارت نیروهای انسانی فراهم و همچنین یک فرصت برابر و عادلانه بین نیروهای درمانی در نظام سلامت در سراسر کشور ایجاد کنیم. نکته دیگر این است که قبلا عموما پزشکان عمومی تمایل به مهاجرت داشتند، ولی امروز این تمایل و رغبت به مهاجرت به نیروهای فوق تخصص تسری پیدا کرده و در حال افزایش است. از طرف دیگر ماماها نیز از سوی کشورهای دیگر به عنوان پرستار در حال جذب هستند که اتفاقا این مساله نشاندهنده نظام آموزشی نسبتا مناسبی است که در کشور داریم. اگر دولت واقعا میخواهد جلوی مهاجرت خروج نیروها را از کشور – حالا به هردلیلی که مهاجرت میکنند- بگیرد یا جلوی تغییر شغل این افراد– که از آن به عنوان مهاجرت شغلی یاد میکنیم- را بگیرد، چارهای ندارد که از طریق قانون و مجلس شورای اسلامی و نهادهای واسطه مانند صندوق ذخیره ارزی و... برخی از مشکلات جامعه پزشکی و پرستاری را برطرف کند.
افزایش مهاجرت و کمبود نیروهای متخصص درمانی چه تبعات و آسیبهایی را به همراه دارد؟
اولین آسیبی که به سبب از دست دادن نیروهای متخصص درمانی به نظام سلامت وارد میشود، متوجه گیرندگان خدمات درمان و سلامت یعنی مردم خواهد بود. مردم به عنوان صاحب حق در کشور از خدمات سلامت بیبهره خواهند شد. دومین اتفاق، افزایش فشار بر نیروهای ارائه دهنده خدمات درمانی خواهد بود. در واقع نیروی ارائه دهنده خدمات درمانی و سلامت – اعم از پزشک یا پرستار و...- باید کار بیشتری انجام بدهد که همین افزایش فشار ناخودآگاه منجر به کاهش کیفیت خدمات سلامت خواهد شد و لذا بار بیماری افزایش پیدا میکند که همین افزایش بار بیماری، هزینه بیشتری را بر فرد بیمار یا دریافتکننده خدمات درمانی تحمیل خواهد کرد و در کنار آن نیز هزینه سنگینی بر دولت و مشخصا وزارت بهداشت وارد خواهد شد. همچنین فراموش نکنیم که نبود یا کمبود نیرو نیز باعث بسته شدن بسیاری از مراکز خدمات درمانی خصوصی یا دولتی یا حتی خیریه خواهد شد و همین باعث میشود که دسترسی مردم به خدمات درمانی محدود و البته گران شود. خلاصه آنکه از دست دادن نیروهای متخصص و مرتبط در حوزه سلامت که دولت برای آنان از محل مالیات مردم برای آموزش آنان هزینه کرده است مصداق از دست رفتن این هزینهها خواهد بود و اهمیت این مساله زمانی دوچندان خواهد شد که بدانیم پیدا کردن جایگزین این افراد منوط به نوع تخصص بین ۴ تا ۲۴ سال زمان میبرد و این بدان معناست که باید یک نسل بگذرد تا ما بتوانیم، افراد مناسبی را دوباره جایگزین آنان کنیم.
آیا آماری از تعداد مهاجرتهای امسال در بخش پرستاری و پزشکی وجود دارد؟
تقریبا میتوانم بگویم که نزدیک به ۱۰ هزار نفر امسال از ما درخواست ارائه گواهی حسن انجام کارشان را داشتند که از این گواهی به عنوان حسن سابقه یاد میشود و کسانی معمولا به دنبال این گواهی میآیند که در مراحل پایانی مهاجرت قرار دارند و کشور مقصد مدارک تحصیلی آنان را پذیرفته و حالا باید مدرک حسن انجام کار را ارسال کنند. معمولا بالای ۹۰ تا ۹۵ درصد از این افراد از کشور خارج میشوند. بنابراین به نظر میرسد که امسال نیز تعداد قابلتوجهی به دنبال خروج از کشور هستند.
بخش سایتخوان، صرفا بازتابدهنده اخبار رسانههای رسمی کشور است.