در پی انتشار بخش‌هایی از نامه رییس جمهور اسلامی‌ایران به صدر اعظم آلمان توسط خبرگزاری رویتر از مبدا لندن، سایت رسمی ‌ریاست جمهوری اسلامی‌ایران متن کامل این نامه را به سه زبان فارسی، انگلیسی و آلمانی منتشر کرد. به گزارش گروه دریافت خبر خبرگزاری دانشجویان ایران در نامه رییس‌جمهوری اسلامی‌ایران به صدر اعظم آلمان آمده است:

سرکار خانم آنگلا مرکل، صدر اعظم محترم جمهوری فدرال آلمان

سلام‌های گرم مرا پذیرا باشید

شاید اگر آلمان منشا تحولات بزرگ در علم، فلسفه، ادبیات، هنر و سیاست نبود و اگر نمی‌توانست نقش مهم‌تری در تاثیرگذاری مثبت در تعاملات بین‌المللی و گسترش صلح داشته باشد، همچنین، اگر تداوم یک اراده قوی در بعضی قدرت‌های جهانی و گروه‌های خاص که همواره کشور بزرگ آلمان را شکست خورده و بدهکار جنگ جهانی دوم معرفی می‌نمایند و باج خواهی می‌کنند نبود، و اگر نبود حضور جنابعالی به عنوان سیاست‌مداری دنیا دیده و با تجربه‌های تلخ و شیرین در دو جامعه با حکومت‌ها و آداب و روش‌های مختلف در راس دستگاه اجرایی کشورتان و در عین حال برخوردار از امتیازاتی که فقط مربوط به زنان است، نظیر بهره‌مندی از عواطف انسانی قویتر و جلوه‌هایی از رحمت و عطوفت خداوند بزرگ بویژه در جایگاه مادری و خدمت به مردم و مسوولیت مشترک همه خداپرستان در حفظ حرمت و کرامت انسان‌ها و جلوگیری از تضییع حقوق و تحقیر آنان با این اعتقاد که همه بندگان خداوند متعال هستیم و خداوند به همه ما کرامت عطا فرموده است و کسی بر کس دیگر برتری ندارد و به هیچ بهانه‌ای نمی‌توان جامعه‌ای را از حقوق خود محروم کرد و از پیشرفت و کمال بازداشت یا او را محدود و تحقیر کرد، و بالاخره اگر نبود مظلومیت‌های هر چند متفاوت ملت‌های ما، و همچنین مسوولیت مشترک ما در گسترش عدالت به عنوان اصلی‌ترین پایه حفظ صلح و آرامش و برابری انسان‌ها، انگیزه‌ای در نوشتن این نامه پیدا نمی‌کردم.

رییس‌جمهوری خطاب به صدراعظم آلمان نوشته است:

مدتی است در این اندیشه‌ام، چرا امروز به بعضی ملت‌ها که می‌توانند و تاریخ آنان نشان می‌دهد که در گذشته توانسته‌اند نقش‌های مهم و برجسته‌ای در پیشرفت مادی و معنوی بشر در عرصه‌های مختلف علمی، هنری، ادبی، فلسفی و سیاسی داشته و تمدن‌ساز باشند، اجازه داده نمی‌شود به عنوان یک ملت بزرگ به دستاوردهای تاریخی خود آنطور که شایسته است افتخار کنند و نقش سازنده خود را در صحنه جهانی به خوبی ایفا نمایند. بلکه تلاش می‌کنند همواره ابری سیاه از تحقیر و شرمندگی و عذر را بالای سر آنان نگه دارند. و تاسف بالاتر اینکه این وضعیت را بعضی از مسوولان و مدیران آن ملت نیز شایسته خود و ملت خود می‌دانند و از آن دفاع می‌کنند. آیا این از عجایب و نوادر جهان امروز نیست.

تلاش‌های تبلیغاتی بعد از جنگ جهانی دوم آنچنان وسیع بوده است که بعضی باورکرده‌اند مقصر تاریخی هستند و باید جریمه گناهان پدران خود را طی نسل‌های متوالی و تا زمانی نامعلوم پرداخت نمایند.

وی افزوده است: حدود ۶۰ سال است که جنگ خاتمه یافته است، اما متاسفانه هنوز آثار و تبعات آن متوجه کل جهان و به خصوص بعضی از کشورها است. هنوز برخورد بعضی از کشورهای زورگو و گروه‌های قدرت طلب و جنگ افروز، برخورد کشورهای فاتح با کشورهای شکست خورده است.

باج خواهی‌ها ادامه دارد و مردم حق ندارند حتی در مورد منشا آن فکر و سوال کنند، زیرا در این صورت جای آنان در زندان است. تا کی باید این شرایط ادامه یابد. ۶۰ سال، یک قرن، ۱۰ قرن، تا کی؟ متاسفم این نکته را یادآوری نمایم که امروز مدعیان دائمی‌علیه ملت بزرگ آلمان بعضی کشورهای زورگو و صهیونیست‌ها هستند که رژیم اشغالگر قدس را بازور سرنیزه در خاورمیانه تاسیس کرده‌اند.

اینجانب قصد ندارم موضوع هلوکاست را بررسی کنم. اما آیا این احتمال عقلایی نیست که بعضی کشورهای پیروز در جنگ قصد داشته‌اند بهانه‌ای درست کنند و بر اساس آن مردم کشور مغلوب در جنگ را دائما شرمنده نگهدارند تا انگیزه، حرکت و نشاط را در آنان تضعیف کنند و جلوی پیشرفت و اقتدار شایسته آن کشور را سد نمایند. علاوه بر مردم آلمان، مردم خاورمیانه و بلکه همه بشریت از طرح موضوع هولوکاست متضرر شده‌اند. بدین ترتیب که با طرح ضرورت استقرار بازماندگان هلوکاست در سرزمین فلسطین یک تهدید دائمی‌در خاورمیانه به وجود آوردند تا فرصت‌های پیشرفت و تعالی را از مردم منطقه بگیرند. وجدان جمعی جهانی از جنایات روزمره اشغالگران صهیونیست، از تخریب منازل و مزارع، کشتن کودکان و از ترورها، بمباران‌ها و... آزرده است.

باید دید میلیون‌ها دلاری که صهیونیست‌ها سالانه از خزانه بعضی ملت‌های غربی دریافت می‌کنند صرف چه اقداماتی در سرزمین‌های اشغالی می‌شود. آیا صرف توسعه صلح و رفاه مردم می‌شود؟ یا صرف جنگ با فلسطینی‌ها و تجاوز به همسایگان؟ آیا وجود زرادخانه‌های اتمی‌در اسرائیل برای دفاع از بازماندگان هولوکاست است یا یک تهدید دائمی‌علیه ملت‌های منطقه و ابزاری در جهت زورگویی و اشغالگری و احیانا حمایت از منافع برخی باندهای قدرت درغرب؟

متاسفانه نفوذ صهیونیست‌ها در اقتصاد، در رسانه‌ها و در بعضی از مراکز قدرت سیاسی، مصالح بسیاری از مردم اروپا را به مخاطره افکنده و فرصت‌های زیادی را از دست آنان ربوده است. بهانه اصلی چنین رویکرد باج خواهانه‌ای هلوکاست است.

در صورتی که این تحمیل ۶۰ ساله اتفاق نمی‌افتاد، بعضی از کشورهای اروپایی امروز چه منزلتی داشتند و چه نقشی در جهان ایفا می‌کردند؟

ملت ما نیز پس از جنگ دوم جهانی از مداخلات برخی فاتحان این جنگ رنج برده است.

طی سال‌های طولانی آنان در همه امور ما مداخله می‌کردند و نمی‌خواستند ملت ما قله‌های پیشرفت و تکامل را فتح نماید. آنان به منابع عظیم ثروت ملت ما از جمله انرژی چشم دوخته بودند و برای حفظ منافع خود دولت قانونی وقت را سرنگون و از رژیم دیکتاتوری تا آخر حمایت کردند و بعد از آن در جریان جنگ تحمیلی صدام علیه ما از صدام حمایت کردند و هیچ مرز انسانی را در این حمایت رعایت نکردند. ملت ما درد و رنج ناشی از مداخلات کسانی‌که امروز فریاد حقوق بشر را سر می‌دهند چشیده است و هنوز عده زیادی از مردم ما هستند که از جراحات دوران جنگ رنج می‌برند.

اکثر این تجاوزها از جانب کسانی است که بعد از جنگ جهانی دوم خود را پیروز جنگ دانسته و به خود اجازه داده‌اند به هر اقدامی‌دست بزنند و متاسفانه بعد از پایان جنگ سرد خودخواهی‌ها و توسعه طلبی‌های قدرت‌های مزبور بیشتر شده است.

ما فکر می‌کنیم هنوز بخش مهمی‌از مردم جهان و حتی سازمان‌های بین المللی تحت تاثیر اخلاق و رفتار فاتحان جنگ دوم هستند.

در مجمع عمومی‌سازمان ملل مواضع ملت و دولت جمهوری اسلامی‌ایران را توضیح دادم. آیا مناسبات موجود نظیر قواعد حاکم بر شورای امنیت و حق وتو امری عادلانه است. آیا وقت آن نرسیده است با همکاری دولت‌های مستقل این مناسبات که به هیچوجه مورد قبول وجدان جمعی ملت‌های جهان نیست و مخالف عقل و فطرت انسانی است، تغییر یابد؟ و یا حداقل برای اینکه به عدالت نزدیکتر شد مجموعه‌های دیگری هم از ملت‌های عالم از حق وتو بهره‌مند شوند.

ریشه این نابسامانی‌ها چیست؟ و تا کی می‌تواند ادامه یابد؟ آیا فکر نمی‌کنید ریشه اصلی این نابسامانی‌ها دوری بعضی از حاکمان و قدرت‌ها از تعلیمات انبیا الهی، تعلیمات حضرت ابراهیم، حضرت موسی و حضرت عیسی (علیهم السلام) و پیامبر خاتم حضرت محمد (ص) است؟

تاریخ نشان می‌دهد ملت ایران اهل تجاوز و ظلم به هیچ کشور و ملتی نیست و در عین حال اجازه هم نمی‌دهد کسی به او ظلم و تجاوز کند. تجربه ۸ سال جنگ تحمیلی جلوی چشم همه مردم جهان است.

فکر می‌کنم ما و شما هر دو مورد ظلم واقع شده‌ایم. آنان حقوق شما را رعایت نمی‌کنند و می‌خواهند ما هم از حقوق خود دست برداریم.

خوشبختانه شنیده‌ام جنابعالی هم از صراحت سخن برخوردارید و با تشنج و جنگ افروزی مخالفید.

جناب صدر اعظم، شرایط امروز جهان با دیروز متفاوت است. برخوردها و استانداردهای چندگانه در مناسبات پایدار نخواهند ماند.

ایران و آلمان می‌توانند با تکیه بر دیدگاه‌های متعالی و بلند در کنار یکدیگر نقش مهم‌تری در صحنه بین‌المللی ایفا کنند.

مردم آلمان و ایران دو ملت بزرگ، تمدن ساز، با فرهنگ غنی و پیشرو در علم، ادب و هنر و فلسفه بوده‌اند. مردم هر دو کشور خداپرست و پیرو آیین پیامبران الهی هستند و دارای سابقه طولانی در مراودات علمی‌و فرهنگی و تجاری و علائق ارزشمند می‌باشند.

تردید ندارم با همکاری و همراهی دو دولت و با پشتیبانی ملت‌های بزرگ دو کشور می‌توان قدم‌های بزرگی در رفع نابسامانی‌های موجود جهانی برداشت.

اساس مقابله با نابسامانی‌های موجود و مقابله با حق‌کشی‌ها و تحقیر‌ها و دفاع از حقوق ملت‌ها، تصمیم‌های شجاعانه است.

تا آنجا که من با ملت آلمان آشنا هستم آنان در این مسیر حرکت می‌کنند و خواهان احیای اقتدار و عزت خود به نفع صلح و آرامش جهانی هستند. ملت ما نیز دارای چنین روحیه‌ای است.

ما به کمک یکدیگر خواهیم توانست بعضی قدرت‌ها را متقاعد کنیم که احترام به ملت‌ها و رعایت حقوق آنان به نفع همه است. دو ملت و دو دولت ما و شما در کنار یکدیگر خواهند توانست نقش اساسی در تامین صلح و امنیت و پیشرفت و کرامت انسانی در مقیاس دو کشور و مقیاس بین‌المللی ایفا نمایند.