ضرورت رفع تهدید «مکانیسم ماشه»

ما بیش از هر چیزی نباید فراموش کنیم که جنگ بین ایران و رژیم صهیونیستی و به نوعی ایالات متحده آمریکا صرفا با توافق موقتی منجر به آتش‌بس در روز دوازدهم شد؛ جالب‌تر اینکه، پیشنهاد آتش‌بس از سوی دونالد ترامپ به طرفین مطرح شد و در کنارش تاکنون هیچ توافق رسمی مبنی بر صلح یا آتش‌بس دائمی بین ایران و اسرائیل شکل نگرفته است. این بدان معناست که سایه جنگ به شکل کامل از بین نرفته است و ممکن است امروز یا هفته بعد یا شاید چندین سال بعد دوباره آتش درگیری بالا بگیرد.

بنابراین چنین واقعیتی از جنگ تحمیلی ۱۲ روزه را نه می‌توان کتمان کرد و نه می‌توان بر روند مذاکرات ایران با تروئیکا بی‌تاثیر خواند؛ به ویژه آنکه طبق توافق نامه برجام یک فرصت «اسنپ‌بک» یا «مکانیسم ماشه» در اختیار غرب قرار دارد که ممکن است در صورت اجرایی شدن، بروز جنگ دوباره را محتمل‌تر کند. البته برخی کارشناسان اعتقاد دارند که اجرای «مکانیسم ماشه» هیچ تغییری را برای جمهوری اسلامی به همراه ندارد و بسیاری از تحریم‌های تحت مکانیسم ماشه، همین حالا نیز از سوی ایالات متحده آمریکا علیه ایران - اتفاقا در دوران ریاست جمهوری پیشین همین آقای ترامپ - کلید خورد و  اجرا شدند.

در جواب این دوستان باید گفت که اجرای مکانیسم ماشه شاید در بعد تحریم‌ها، خیلی شرایط ایران را تغییر نداده و دگرگون نکند، ولی باید متوجه این نکته بود که اجرای آن، عملا ظرفیت و فرصتی را پیش پای غرب قرار می‌دهد تا ایران را ذیل فصل هفتم منشور سازمان ملل متحد قرار دهد. این دقیقا همان بهانه و دستاویزی خواهد بود که آمریکا و رژیم صهیونیستی را به تجاوز دوباره به ایران ترغیب و تشویق می‌کند؛ چراکه در این شرایط غرب می‌تواند ایران را به عنوان یک تهدید بین‌المللی معرفی کند.

بنابراین ایران باید در مذاکرات با غرب سعی کند به یک توافق و همراهی و همکاری برسد تا بهانه و دستاویزی برای جنگ دوباره به اسرائیل یا آمریکا داده نشود. ایران باید به طریقی غرب را از فرصت باقیمانده برای اجرای مکانیسم ماشه منصرف کند و در ادامه نیز بستری را برای مذاکره با آمریکا و مهم‌تر از آن، انجام یک توافق با واشنگتن فراهم آورد. یادمان باشد که انجام توافق با ایالات متحده در شرایط کنونی هرچقدر هم از نظر برخی کارشناسان سخت تلقی شود، ولی غیرممکن نیست.

البته دلیل صاحب‌نظران درباره سخت بودن تحقق توافق با آمریکا بیشتر حول محور مواضع برخی مقامات جمهوری اسلامی است که باید در این خصوص نیز یادآور شد که مواضع مقامات، دو مدل و هدف دارد و نباید همگی آنها را مشابه با هم تحلیل کرد. بخشی از مواضع مطرح‌شده، ماهیت اعلانی داشته و با توجه به آنکه همچنان شرایط جنگ برطرف نشده است، می‌تواند به نوعی خط و نشان کشیدن طرفین برای یکدیگر باشد.

در واقع این نوع موضع‌گیری‌های سخت بیشتر افکارعمومی و رسانه‌ها را هدف قرار می‌دهد و ماهیت آن کاملا با «مواضع اعمالی» متفاوت است. ممکن است مقامات دو کشور در سخنان تندروی داشته باشند ولی در عمل و تصمیم، رفتار دیگری داشته باشند.

 بنابراین باید منتظر ماند و دید که ایران و غرب و آمریکا چگونه رفتار خواهند کرد. البته در این میان دولت یا وزارت ‌خارجه ماهیت کارگزاری دارند و بار اصلی این مسوولیت در تصمیم‌گیری و رفتار بر عهده نهادهای بالادستی است و ما باید توجه کنیم که شکست احتمالی در مذاکرات هزینه زیادی را به همراه خواهد داشت.

ازسرگیری همکاری‌ها با آژانس بین‌المللی انرژی اتمی هم می‌تواند شروع خوبی برای رسیدن به نتایج مطلوب باشد؛ چراکه حصول اطمینان از سوی آژانس، منجر به ارائه گزارش‌های مثبت از سوی آن به سازمان ملل خواهد شد که طبعا همین اتفاق در تصمیم غرب تاثیرگذار است. بنابراین ایران باید آژانس را به این قطعیت برساند که تهران صرفا به دنبال انرژی صلح‌آمیز هسته‌ای است. واقعیت این است که طی چند ماه اخیر، مجموعه اتفاقاتی رخ داده که عملا موضوع غنی‌سازی را از دستورکار غرب خارج کرده است و این شرایط دقیقا برخلاف شرایطی است که ما در دوران برجام تجربه کردیم.

افزون بر این، ایران باید در قالب بحث هسته‌ای به یک توافق با ایالات متحده و سایر اعضای ۱+۵ برسد که راه رسیدن به این مهم ضمن همکاری با آژانس هموارتر خواهد بود. البته یکی دیگر از موضوعات احتمالی و سرنوشت‌ساز در مذاکرات ایران با غرب می‌تواند سیاست ایران در قبال اسرائیل باشد. البته وزیر امور خارجه در مصاحبه اخیرش به این نکته اشاره کرده که ایران خواستار حذف اسرائیل نبوده است و باید دید که این رویکرد و دیدگاه اعلانی چقدر می‌تواند در مذاکرات راهگشا باشد.

جمع‌بندی تمامی اتفاقات اخیر و راه‌های پیش‌ روی ایران در مذاکرات، چنین دریچه‌ای را روشن می‌کند که سه مساله انرژی هسته‌ای و سیاست‌های اعمالی در قبال اسرائیل و توافق جامع با ایالات متحده شاه‌کلید حل منازعات ایران با غرب است؛ اگرچه در کنار این سه موضوع اصلی شاید موضوعات فرعی دیگری نیز مطرح شود که در خلال حل این موضوعات، پاسخ داده خواهند شد. 

* مدیرکل سابق خاورمیانه و شمال آفریقا در وزارت امور خارجه