تب لبوبو و ماچا در ایران/ بیش از یک میلیون «عروسک زشت» در ایران فروخته شد!

فرهیختگان نوشت: «۱۰۰۰ تا در ماه میخریم و در دَم فروخته میشود...فروشش بالای یک میلیون (عدد) بوده! » این صحبتهای یکی از پخشکنندگان اصلی لبوبو است.
ماجرای لبوبو را که میدانید؟ عروسکی چینی با قیافهای عجیب و غریب و شیطانی در ویترین تمام عروسکفروشیهای جهان نقش بسته، از نیویورک و ریودوژانیرو گرفته تا سئول و توکیو. لبوبو ۱.۸ میلیارد دلار میفروشد و این یعنی ۹ برابر بودجه فرهنگ و هنر مملکت. به موازات همین اتفاق که فوربز نام آن را «تب جهانی» میگذارد، رکورد فروش انیمیشن در جهان همزده میشود. این بار یک کاراکتر عجیب و غریب و شیطانی دیگر روی بیلبورد سینماهای توکیو تا نیویورک نقش میبندد. دوباره چینیها پشت ماجرا هستند. صنعت انیمیشسازی در حیرت میماند. نژا۲ بیش از ۲.۲ میلیارد دلار میفروشد. این یعنی کشوری که صنعت انیمیشن ندارد با یک اثر به اندازه تمام تولیدات ۲۰۲۵ در حوزه انیمیشن فروش میکند. آمریکا در تابستان امسال فروش چندان خوبی در بازار بینالمللی نداشته و پرفروشترین اثرش به زور از یک میلیارد دلار عبور کرد. نژا۲ تنها ۸۰ میلیون هزینه ساختش شده و پرفروشترین اثر آمریکاییها ۲۰ میلیون بیشتر برایش سرمایهگذاری شد. یک کاربر آمریکایی در توئیتر مینویسد: «حالا سرمایهگذارهای آمریکایی هر شب کابوس کاراکترهای چینی را میبینند.»
حالا چینیها با لبوبو و نژا۲، چیزی را خلق کردهاند که تاکنون به اندازه ۸.۶ برابر مجموع بودجه اعتبارات فرهنگ و هنر در دو سال اخیر فروش داشته است. مجموع اعتبارات فرهنگ و هنر در کشور در دو سال اخیر حدود ۴۶۵ میلیون دلار بوده، این در حالی است که مجموع فروش عروسک لبوبو و انیمیشن نژا۲ حدود ۴ میلیارد دلار است. حالا این عدد ۴ میلیارد دلاری قرار است بیشتر هم بشود و بنا بر گمانهزنیها تا پایان سالجاری میلادی میزان فروش نژا به ۲.۳ میلیارد دلار و میزان فروش لبوبو به حدود ۴ میلیارد دلار میرسد، رقمی که برای آینده هژمونی فرهنگی جهان یک پیام جدی دارد.
بیش از یک میلیون لبوبو در ایران فروخته شد
در روزهای پس از جنگ دوازده روزه و در شرایطی که تقریباً زندگی به شرایط عادی درآمده بود، دو کالای ترند، فضای اینستاگرام ایران را در برگرفت. اولی ماچا و دومی لبوبو. ماچا یک نوشیدنی بدمزه و لبوبو یک عروسک زشت بود. در میان عروسکفروشیهای تهران گشتیم تا بپرسیم علت خرید این عروسک چیست. با یک کلمه نسل زدی مواجه شدیم: «لبوبو کیوته!» ماجرا درباره نژا۲ هم دقیقاً همین است. چه کاراکتر اصلی نژا۲ و چه لبوبو در قیاسِ در برابر پرنسس دیزنی و عروسک باربی هیچکدام از معیارهای زیبایی را ندارد. چینیها به جای آنکه عروسکی زیبا تولید کنند از کیوت بودن و بامزه بودن استفاده کردند. کاراکترهای اصلی هر دو محصول چینی، دهنهایی گشاد، چشمهایی درشت، و صورتی خندان دارند که دندانهای کج و کولهشان معلوم است اما وجود همین مسئله «کیوت بودگی» باعث شده مخاطبان بسیاری در جهان مجذوب این عروسکها بشوند.
در گشت و گذار بین مغازهها، فروشنده جوان یک اسباببازی فروشی در خیابان طالقانی، که مغازهاش پر از انواع و اقسام لبوبو شده، به نکتهای متفاوت اشاره میکند: «لبوبو اگر تبلیغات نبود هیچ فروشی نمیکرد!» این گزاره مطلق شاید در ابتدای امر عجیب به نظر برسد اما با نگاهی به اخبار لبوبو در شش ماه اخیر نکاتی طرح میشود که جالب توجه است؛ ریحانا، کیم کارداشیان و گروه کیپاپ «بلکپینک» در تبلیغات این عروسکها مشارکت میکنند. البته بیشترین تبلیغات را کیپاپرها برای این عروسک انجام میدهند تا جایی که لبوبو فروش چشمگیری بین کرهایها به دست میآورد. با این حال، پاپ مارت (شرکت سازنده لبوبو) بیشترین درصد افزایش فروشش را نه در شرق آسیا بلکه در قاره آمریکاست. پاپ مارت در شش ماه نخست امسال ۱۰۰۰ درصد در این قاره افزایش فروش داشته. شبکه ان بی سی در گزارشی میگوید: «افزایش محبوبیت لبوبو را تا حد زیادی میتوان مدیون «لیسا» از گروه بلکپینک دانست؛ کسی که بارها در مصاحبهها و شبکههای اجتماعیاش علاقهاش به این شخصیت را ابراز کرده است. از آن زمان تقاضا بهشدت افزایش یافته و طرفداران برای خرید، شبها در صف میایستند و حاضرند بسیار بالاتر از قیمت اصلی پرداخت کنند.» این آمار در ایران هم جالب توجه است. بنا بر دادههای میدانی «فرهیختگان» حدود یک میلیون نسخه لبوبو در ایران به فروش رفته که اگر لبوبو ۷۲۰ هزارتومانی را (به عنوان حداقل قیمت بازار برای مسترکوالیتیها) در همین یک میلیون نسخه ضرب کنیم، به عدد ۷۲۰ میلیارد تومان فروش این عروسک در ایران میرسیم. رقمی که بنا بر گفته توزیعکنندگان این کالا در بازار تهران، تا پایان امسال فروشش ادامه خواهد داشت و بعد از مد میافتد. البته شرکت پاپ مارت هر هفته با شرکتهای مختلف قرارداد میبندد و مدلهای جدیدتری از لبوبو را معرفی میکند. با این همه، دادههای میدانی نشان میدهد همین تولیدات وارد شده در ایران اکثراً اصل نیست و برخی از فروشندگان میگویند، تا به حال لبوبوی اورجینال به بازار ایران وارد نشده است. این عروسک با حدود هشت مدل کیفیت مختلف از طرف کپیکارهای چینی به بازار ایران میآید و برخی از آنها با عنوان عروسکهای اورجینال وارد ایران میشود.
یک تفاوت جدی که بین تولیدات آمریکایی و اروپایی و چینی وجود دارد در معرفی فرهنگی است که ذیل این تولیدات در حال وقوع است. پیش از آنکه جهان لبوبو را بشناسد، شهرتش محدود به چین بود. طبق گفته «اشلی دودارنک» بنیانگذار مؤسسه تحقیقاتی ChoZan که بر چین متمرکز است، محبوبیت لبوبو درست زمانی آغاز شد که این کشور در اواخر ۲۰۲۲ از همهگیری بیرون میآمد. او میگوید: «این شخصیت نماد نوعی ضدکمالگرایی بود.» اینترنت چین که بسیار گسترده و رقابتی است، پر از ترندهای ویروسی است که اغلب جهانی نمیشوند. اما این یکی جهانی شد و محبوبیتش بهسرعت به آسیای جنوب شرقی همسایه گسترش یافت. لبوبو وقتی در شرق آسیا جا افتاد توانست وارد بازار غرب شود. درست درباره نژا۲ هم همین اتفاق افتاد. وقتی این انیمیشن توانست بازار شرق آسیا را فتح کند و در استرالیا، کره، چین، تایلند و خود چین فروش قابل توجهی کسب کرد، به سمت فروش در غرب رفت. آمریکا حدود ۶ ماه برای اکران نژا۲ مقاومت کرد اما در نهایت این مقاومت شکسته شد و سینمای آمریکا مجبور به اکران و خرید این انیمیشن برای پخش در سینماها شد.
با نگاهی بر رسانههای آمریکایی و نظرات منتقدان نسبت به نژا۲ مهمترین دلیل فروش این انیمیشن اتکا به فرهنگ و اساطیر چینی و زدن حرف تازه است. چین در سالهای اخیر تمام تلاشش را کرده که با استفاده از محصولات فرهنگی مختلف، تمرکزش را روی تولیدات بومی بگذارد و با این تکنیک فرهنگ خود را به عرصه عمومی صادر کند. با این همه خود این انیمیشن، تنها به اتکای کیفیت تصویری و قصهگویی خود فروش نداشته. استنلی روزن، استاد علوم سیاسی و روابط بینالملل دانشگاه USC میگوید: «از آنجا که حالا «نژا ۲» در حال رقابت با فیلمهای هالیوودی برای رکوردشکنی است، تبلیغ و حمایت از آن به نوعی وظیفه بدل شده. این فیلم به سنگ محک میهنپرستی تبدیل شده است.» نژا۲ در سال جدید چینی تولید شد و به عنوان مهمترین انیمیشن میهنی چین وایرال شد. چند هفته پیش از اکران این اثر تمام بازار چین را محصولات این انیمیشن پر کرد. آدریان تانگ، تحلیلگر ارشد مؤسسه Media Partners Asia میگوید: «این فیلم بر اساس اساطیر چینی ساخته شده، پس ریشههای عمیقی در فرهنگ دارد که بازتاب پیدا میکند. همچنین مضامین معاصر مثل عدالت اجتماعی را در خود جای داده که نسل جوان را جذب میکند.» چن و کیو که تهیهکنندگان این انیمیشن هستند، میگویند: «حتی مخاطبان غربی از سطح کیفیت این انیمیشن شگفتزده شدند. پیشرفتهای انیمیشن کامپیوتری در پنج سال اخیر باعث شده بین دو فیلم نژا جهشی عظیم در کیفیت ایجاد شود.»
نکته قابل توجه اینجاست که لبوبو هم به مانند نژا۲ روی عناصر فرهنگی بومی و کهن تمرکز و توجه کرده است. طراح چینی این عروسک کیسینگ لانگ میگوید؛ لبوبو یک الف است که بر اساس عناصر فرهنگی چین و اروپای شمالی ساخته شده، شیاطینی که وجود داشتند و چندان منفور نبودند. اما کیسینگ لانگ کیست؟
مرد چینی- بلژیکی که با باربی طرف شد کیست؟
کیسینگ لاَنگ، متولد هنگکنگ در ۱۹۷۲، در کودکی همراه خانوادهاش به هلند مهاجرت کرد. در غیاب سرگرمیهای دیجیتال، او به داستانگویی و طراحی روی آورد. لَنگ به هایپبیست گفته است: «دوست داشتم کتاب داستان بخوانم و تحتتأثیر افسانههای باستانی الفهای اروپایی بودم.» او افزود: «در کودکی نه کنسول بازی بود و نه کامپیوتر، بنابراین مجبور بودم با قلم عروسک بکشم و از همان وقت ایده نقاشی افسانهها در ذهنم شکل گرفت.»
او بعدها در بلژیک تحصیل و کار کرد و نخستین هنرمند چینی شد که جایزه ملی تصویرگری آن کشور را دریافت کرد. امروز بین بلژیک و هنگکنگ رفتوآمد میکند و در هر دو جا استودیو دارد. طی سالها، او جهانی تصویری و چندلایه ساخته که از فولکلور اروپایی، نوستالژی دوران کودکی و ژرفای عاطفی الهام میگیرد. شناختهشدهترین کاراکترهای او ـ لبوبو، اسپوکی، تایکوکو، زیمومو و پاتو ـ همگی با نام «هیولاها» شناخته میشوند. کاراکترهایی که همگی با آنکه جذابیت باربیها را ندارند اما توانستند مچ پرفروشترین انیمیشن جهان را بخوابانند. در شش ماه اول سال ۲۰۲۵ پاپ مارت بیش از ۶۷۰ میلیون دلار درآمدزایی کرده است. این میزان از درآمدزایی را اگر با بازه مشابه در سال گذشته مقایسه کنیم، متوجه رشد ۶۶۸ درصدی میشویم. برای مقایسه، شرکت متل در همین بازه زمانی (۶ ماه ابتدایی ۲۰۲۵) حدود ۳۷۴ میلیون دلار اسباببازی باربی و ۶۲۶ میلیون دلار اسباببازی هات ویلز فروخته است.
آمریکا و چین وارد جنگ جدیدی میشوند؟
پدیده «لبوبو» و «نژا۲» را نمیتوان تنها بهعنوان موفقیتهایی تجاری در صنعت سرگرمی و اسباببازی دانست؛ اینها نشانههای آشکاری از تغییر توازن قدرت در جنگ تمدنی، اقتصادی و فرهنگی بین چین و آمریکا هستند. اگر روزگاری هالیوود و برندهایی مثل باربی و دیزنی تعریفکننده معیارهای زیبایی و سرگرمی جهانی بودند، امروز عروسکی با دندانهای کجوکوله و انیمیشنی برآمده از اساطیر کهن چین، میلیاردها دلار فروش جهانی را رقم میزنند و حتی بازارهای سنتی آمریکا را به چالش میکشند.
لبوبو با ظاهر عجیب و بهظاهر «زشت» خود، و نژا۲ با اتکا به اسطورهای ریشهدار در فرهنگ چینی، بهسرعت توانستند مخاطبان را تسخیر کنند. رمز این موفقیت نه در زیبایی کلاسیک غربی، بلکه در مفهومی است که نسل جوان آن را «کیوت بودن» مینامد؛ کیفیتی که برخلاف کمالگرایی آمریکایی، به نقصها و ناموزونیها جنبهای جذاب و دوستداشتنی میبخشد. این همان نقطهای است که چین از طریق آن توانست گفتمان زیباییشناسی و مصرف فرهنگی را به سمت دیگری سوق دهد.
اما فراتر از ظاهر ماجرا، باید به سازوکار اقتصادی و فرهنگی پشت این پدیده نگاه کرد. پاپمارت، تولیدکننده لبوبو، تنها در نیمه نخست سال ۲۰۲۵ بیش از ۶۷۰ میلیون دلار فروش داشته؛ رشدی سرسامآور نسبت به سال قبل. نژا۲ هم با ۲.۲ میلیارد دلار فروش، هالیوود را در شوک فرو برده است. این اعداد نه فقط رکوردهای مالی، بلکه نشانههایی از یک «قدرتنمایی نرم» هستند. چین با بهرهگیری از اساطیر و عناصر فرهنگی بومی، همزمان دو هدف را دنبال کرده: صدور فرهنگ و ایجاد یک بازار جهانی پرقدرت که قادر است انحصار آمریکا را در حوزه سرگرمی بشکند.
در مقابل، آمریکا که همواره با هالیوود و برندهای فرهنگی خود هژمونی جهانی را در اختیار داشت، امروز با رقیبی مواجه است که بهخوبی از ظرفیتهای فرهنگی و رسانهای استفاده میکند. تحلیلگران آمریکایی نژا۲ را نه فقط یک انیمیشن، بلکه «محک میهنپرستی» در چین توصیف میکنند. این سخن نشان میدهد که برای چین، فروش یک فیلم یا عروسک صرفاً سود مالی نیست، بلکه بخشی از استراتژی بزرگتری برای تثبیت جایگاه تمدنی خود در جهان است.
از سوی دیگر، استقبال جهانی از این محصولات گواهی است بر تغییر ذائقه مخاطبان. دیگر لازم نیست یک شخصیت کارتونی معیارهای هالیوودی از زیبایی یا قصهپردازی را داشته باشد. کافی است حامل یک فرهنگ تازه، یک زبان بصری متفاوت، یا حتی نمادی از «ضدکمالگرایی» باشد تا بتواند دل نسل Z و آلفا را به دست آورد. این همان چیزی است که لبوبو و نژا۲ را به سلاحهای فرهنگی چین بدل کرده است.
به بیان دیگر، جنگ تمدنی امروز صرفاً در میدانهای نظامی یا اقتصادی جریان ندارد. همانطور که اعداد و ارقام لبوبو و نژا۲ نشان میدهند، نبرد اصلی در حوزه «ذائقه فرهنگی» و «تصویرسازی از آینده» در حال وقوع است. چین با استفاده از قدرت نرم و سرمایهگذاری هوشمندانه در محصولات فرهنگی، نشان داده که میتواند الگوهای مصرف و معیارهای زیبایی را در سطح جهانی بازتعریف کند. این تغییر پارادایم، پیامی جدی برای آمریکا دارد: هژمونی فرهنگی دیگر انحصاری نیست، و میدان نبرد تمدنی آینده بیش از هر چیز، در عرصه فرهنگ رقم خواهد خورد. عرصهای که حالا چینیها در آن حرف اول را میزنند.
بخش سایتخوان، صرفا بازتابدهنده اخبار رسانههای رسمی کشور است.