ترامپ ۲۵سال دیپلماسی میان آمریکا و هند را دچار عقبگرد کرده است؛
گل به خودی واشنگتن

نارندرا مودی، نخستوزیر هند در ماههای اخیر مسیر تازهای را برای کشوری «قدرتمندتر و خوداتکاتر» ترسیم کرده است. او اکنون در آستانه دیدار با شی جینپینگ، رئیسجمهور چین قرار دارد؛ دیداری که پس از چهار سال تنش مرزی در هیمالیا برگزار میشود. در چنین فضایی، بیاعتنایی آمریکا به منافع کلیدی هند میتواند اشتباهی استراتژیک برای واشنگتن و همزمان فرصتی تاریخی برای دهلی باشد؛ فرصتی برای اثبات توانایی هند در ایفای نقش قدرتی جهانی.
از منظر اکونومیست، تحقیر هند از سوی ترامپ در دو سطح اتفاق افتاد. نخست، واشنگتن پس از انتقاد از واردات نفت روسیه توسط هند، تعرفهای ۲۵درصدی علاوه بر تعرفههای موجود بر کالاهای هندی وضع کرد. این اقدام در حالی صورت گرفت که خرید نفت روسیه از سوی هند در قالب سازوکار طراحیشده توسط غرب انجام میشد و بخش زیادی از این نفت پس از پالایش به اروپا صادر میشد. افزون بر آن، بسیاری از کشورهای بزرگ دیگر مانند چین نیز همچنان خریدار نفت مسکو هستند. در نتیجه، تعرفههای تازه بیشتر به منزله مجازات ویژهای علیه هند تعبیر شد تا اقدامی اصولی در سیاست انرژی.
دومین وجه تحقیر، نزدیکی آشکار ترامپ به پاکستان بود. در ماه مه، پس از حملهای در هند که دهلی نو مسوولیت آن را متوجه اسلامآباد دانست، دو کشور وارد درگیری نظامی چهار روزهای شدند که بیش از صد جنگنده را درگیر کرد و نگرانی از تقابل هستهای را برانگیخت. با این حال، ترامپ در ماههای اخیر در کاخ سفید با ژنرال عاصم منیر، فرمانده ارتش پاکستان، ضیافت شام برگزار کرد؛ فردی که حتی نام ترامپ را برای دریافت جایزه صلح نوبل مطرح کرده است. علاوه بر این، آمریکا برای نخستینبار آمادگی خود را برای میانجیگری در مناقشه کشمیر اعلام کرد؛ اقدامی که نه تنها خط قرمز هند بود، بلکه با سیاست دیرینه واشنگتن نیز در تضاد قرار داشت.
این دو تحول در کنار هم، اعتماد عمومی و نخبگان هند به آمریکا را متزلزل کرده است. از سال۲۰۰۴ به اینسو، روسایجمهور آمریکا پیوسته از هند بهعنوان قدرتی دموکراتیک و در حال ظهور یاد کرده بودند که میتواند توازن قوا را در برابر سلطهجویی چین در آسیا برقرار کند. اکنون تصمیم ترامپ، در نگاه بسیاری از هندیها، گل به خودی بزرگی برای واشنگتن و تضعیف منافع درازمدت آمریکا به شمار میرود. در مقابل، این وضعیت حس «اثبات درستی» را نیز برای بخشی از جامعه سیاسی هند به همراه آورده است. هند از زمان استقلال در ۱۹۴۷ همواره از پیوستن به اتحادها اجتناب کرده است. این سیاست ابتدا «عدم تعهد» نامیده میشد و امروز در قالب «چندجانبهگرایی» دنبال میشود. هند بخشی از نیازهای نظامی خود را از روسیه تامین میکند، بخشی دیگر را از اروپا، اسرائیل و آمریکا و همزمان برای تامین قطعات صنعتی به چین وابسته است، درحالیکه بازار و فناوری را از غرب دریافت میکند.
تنشهای مرزی با چین در سال۲۰۲۰ که روابط دو کشور را به سردی کشاند، امیدهایی در واشنگتن ایجاد کرد که شاید دهلی نو به نوعی اتحاد غیررسمی با آمریکا نزدیک شود. همکاریهای اطلاعاتی و مانورهای مشترک با حضور ژاپن و استرالیا سرانجام در سال۲۰۲۴ به توافقی در زمینه همکاریهای دفاعی منجر شد. اما اکنون بسیاری از هندیها که همیشه نسبت به وابستگی بیش از حد به آمریکا هشدار داده بودند، خود را محق میدانند. سفر مودی به چین نیز دقیقا برای ارسال این پیام طراحی شده است که هند گزینههای متنوعی روی میز دارد. ترکیب تحقیر و اثبات حالا به آزمونی بزرگ برای هند تبدیل شده است؛ آزمونی برای سنجش توان تابآوری و ظرفیت قدرتسازی این کشور. مودی طی ۱۱سال گذشته پروژه نوسازی، تمرکزگرایی و ملتسازی را پیش برده است. اگرچه بخشی از این تلاشها ناکام ماندهاند ــ از جمله صنعتیسازی که در ایجاد فرصتهای شغلی گسترده موفق نبوده است ــ اما موفقیتهایی جدی نیز حاصل شده است.
شبکه گسترده راهها و فرودگاهها، سامانههای مالیاتی و پرداخت دیجیتال و ایجاد بازاری واحد در سراسر کشور، ساختار اقتصادی هند را متحول کردهاند. نظام مالی نیز با حساب جاری تقریبا متعادل، بانکهای محتاط و بازار سرمایه عمیق متکی بر پسانداز داخلی، از ثبات بیشتری برخوردار است. هرچند جذب زنجیرههای تامین جهانی در قالب راهبرد «چین بهعلاوه یک» برای هند دشوار خواهد بود، اما این بنیانها به دهلی کمک میکند تا شوکهای تجاری را بهتر پشت سر بگذارد. پیشبینیها همچنان از رشد بالای ۶درصدی حکایت دارند؛ رشدی که هند را پویاترین اقتصاد بزرگ جهان و طبق برآورد صندوق بینالمللی پول، سومین اقتصاد بزرگ دنیا تا سال ۲۰۲۸ خواهد کرد.
با وجود این چشمانداز مثبت، خطری جدی نیز وجود دارد: اینکه فشارهای آمریکا موج تازهای از خودبسندگی و بیاعتمادی به غرب را در هند زنده کند. مودی در سخنرانی روز استقلال بر «خوداتکایی» تاکید کرد؛ اما اگر این رویکرد به سیاست درونگرایانه بدل شود، میتواند پیامدهایی منفی بر اقتصاد بخش خدمات هند داشته باشد. امروز صادرات خدمات فناوری و دیجیتال هند تقریبا معادل مجموع صادرات سایر بخشهاست و بخش عمده آن به مشتریان آمریکایی تعلق دارد. شرکتهای فناوری آمریکایی در هند مراکز گستردهای ایجاد کردهاند و حتی شرکتهای نوآور جهانی مانند OpenAI، هند را دومین بازار بزرگ خود میدانند. همچنین برای سرعتبخشی به صنعتیسازی، هند همچنان به واردات ماشینآلات و نهادههای صنعتی از چین نیازمند است.به نظر بسیاری از تحلیلگران، هند باید تلاش کند خسارتها را محدود سازد. کاهش تدریجی واردات نفت از روسیه، افزایش خرید گاز طبیعی مایع از آمریکا و پذیرش اصلاحاتی در سیاستهای تجاری از جمله گزینههای منطقی است. پیوندهای دیرینه میان دو کشور ــ از جمله جمعیت چندمیلیونی هندیتبار در آمریکا ــ همچنان ظرفیت ترمیم روابط را فراهم میکند. در همین حال، سفر مودی به چین نیز میتواند بستر تعامل اقتصادی را تقویت کند؛ چراکه آینده صنعتی هند ناگزیر به همکاری با چین و استفاده از فناوریهای آمریکایی گره خورده است. توسعه توافقهای تجاری تازه با کشورهای مختلف، همچون قراردادهای اخیر با بریتانیا و امارات متحده عربی، بخشی از این راهبرد خواهد بود.
اخیرا مودی وعده داده است که مالیات بر کالا و خدمات را سادهتر کرده و اقتصاد را آزادتر سازد. او این اقدامات را بخشی از «اصلاحات نسل بعد» معرفی کرده است. با این حال، پس از بیش از یک دهه حضور در قدرت، انتظار میرود گامهای سریعتر و عمیقتری برداشته شود؛ زیرا در جهانی پرمخاطره، بهترین ابزار دفاعی هند نه صرفا تکیه بر ارتش یا دیپلماسی، بلکه توانایی در مواجهه با چالشهای داخلی و ساختن اقتصادی پرقدرت و باثبات است.