لید 2 copy

 جنگ تنها ویرانگر کالبد نیست؛ فرآیند یادگیری را مختل می‌کند، قواعد نانوشته نظم را درهم می‌ریزد و پیوندهای اجتماعی را سست می‌کند. خشونت، نهادها را از درون می‌فرساید و آنها را به سازوکارهایی برای انجماد، نه تحول، بدل می‌سازد.

در چنین شرایطی، نه «سرمایه انسانی» شکل می‌گیرد، نه «افق توسعه» گشوده می‌شود. تجربه‌ زیسته‌ ملت، دیگر مبتنی بر امکان‌پذیری نیست، بلکه بر بقا، اضطرار و انطباق با بحران‌های مکرر استوار می‌شود. نتیجه آن است که توسعه، به‌جای آنکه محصول برنامه‌ریزی باشد، به رویایی ناممکن در دل نظم‌های قفل‌شده بدل می‌شود. آنچه غایب است، نه تنها سرمایه یا فناوری، بلکه اعتماد، گفت‌وگو  و روایتی تازه از آینده است. توسعه، در این معنا، نه صرفا یک راه‌حل اقتصادی، بلکه پروژه‌ای اجتماعی برای آینده است.