توطئهای از جنس اروپایی/گام اول در جهت تشدید تنش علیه ایران

وبگاه تحلیلی" ریسپانسیبل استیت کرفت" با انتشار مقاله ای به قلم "تریتا پارسی" نوشت: ۳ کشور اروپایی فرانسه، آلمان و انگلیس با فعال سازی فرایند مکانیسم ماشه، گام اول را در روند تشدید تنش با ایران برداشتند.
در این مطلب آمده است:
فرانسه، آلمان و بریتانیا (E۳) اعلام کردهاند که در سازمان ملل متحد، روند بازگشت تحریمها علیه ایران را آغاز خواهند کرد. این امر یک فرآیند ۳۰ روزه را آغاز میکند که احتمالا به بازگشت کامل تمام تحریمهای سازمان ملل که تحت توافق هستهای موسوم به برجام لغو شده بودند، منجر خواهد شد. این اقدام چهار پیامد عمده خواهد داشت.
اول، شورای امنیت سازمان ملل متحد رسما درخواستی - که توسط اسرائیل مطرح شده بود - مبنی بر توقف غنیسازی اورانیوم توسط ایران را تصویب خواهد کرد. اسرائیل این درخواست را برای خرابکاری در دیپلماسی هستهای و سوق دادن درگیری به سمت جنگ طراحی کرده است.
دوم، تحریم تسلیحاتی سازمان ملل علیه ایران بازخواهد گشت که احتمالا توانایی تهران برای بازسازی بازدارندگی خود در برابر حملات آینده اسرائیل یا آمریکا را محدود میکند، البته مشروط بر اینکه روسیه و چین بازگشت تحریمها را مشروع بدانند و آن را اجرا کنند.
سوم، اقتصاد شکننده ایران بیش از پیش رو به وخامت خواهد گذاشت؛ واحد پول ایران از پیش در یک روند سقوطی بوده است.
و در نهایت ، این اقدام به جای پیشبرد دیپلماسی، خطر تشدید تنش را به همراه دارد. در حالی که اسرائیل به سختی به بهانهای برای حمله دیگری به ایران نیاز دارد، همانطور که من استدلال کردهام، "اسنپبک" میتواند پوشش سیاسی مفیدی - روکش نازکی از مشروعیت - برای حملات مجدد فراهم کند.
سه کشور اروپایی استدلال میکنند که اسنپبک برای تحت فشار قرار دادن ایران جهت از سرگیری مذاکرات با ایالات متحده و اعطای دسترسی آژانس بینالمللی انرژی اتمی (IAEA) به تاسیسات هستهای خود، از جمله افشای مکان ذخایر اورانیوم غنیشده 60 درصد، ضروری است.
در ظاهر، این خواستهها ممکن است منطقی به نظر برسند. اما تهران ملاحظات مشروعی دارد. مقامات ایرانی به آژانس بینالمللی انرژی اتمی مشکوک هستند که اطلاعات حساسی را که امکان ترور دانشمندان هستهای آنها توسط موساد را فراهم کرده است، فاش کرده است و آنها میترسند که افشای محل این ذخایر به سادگی منجر به دور دیگری از حملات هوایی ایالات متحده شود.
علاوه بر این، ایران زمانی که اسرائیل و ایالات متحده بمباران آن را آغاز کردند، پای میز مذاکره بود. سه کشور اروپایی (E3) اکنون اصرار دارند که تهران به مذاکرات بازگردد، اما هیچ درخواست موازی از واشنگتن برای خودداری از بمباران مجدد ندارند.
شاید مهمتر از همه، با توجه به شکاف غیرقابل عبور بر سر غنیسازی، صبر محدود ترامپ برای دیپلماسی و فشار اسرائیل برای از سرگیری خصومتها، از سرگیری مذاکراتی که تقریبا به طور قطع به شکست منجر میشود - مگر اینکه هر دو طرف انعطافپذیری بیشتری در مورد غنیسازی نشان دهند - تنها احتمال شروع جنگ را زودتر از موعد افزایش میدهد.
اما شاید نکته همین باشد. سه کشور اروپایی امروز شباهت کمی به دو دهه پیش دارد. این گروه وقتی در سال 2003 ایجاد شد، هدف آن جلوگیری از آغاز جنگ دیگری توسط دولت بوش - که تازه از حمله فاجعهبار و غیرقانونی خود به عراق برگشته بود - این بار علیه ایران بود.
امروز، زمینه ژئوپلیتیکی تغییر کرده است. همسویی ایران با روسیه در اوکراین، آن را به عنوان یک تهدید مستقیم در نظر اروپا دوباره مطرح کرده است. اتحادیه اروپا همچنین نسبت به 20 سال پیش، بسیار بیشتر به روابط فراآتلانتیک وابسته است، در حالی که دورهای متوالی تحریمها، ایران را به شریک اقتصادی ناچیزی برای اروپا تبدیل کرده است.
تشدید تنش با ایران از طریق مکانیسم ماشه اکنون دو هدف اتحادیه اروپا را برآورده میکند: مجازات تهران به دلیل حمایت از روسیه در اوکراین، و همسو کردن اروپا با عناصر جنگطلب در دولت ترامپ - همسو کردنی که برای کاهش تنشها در سایر حوزههای روابط فراآتلانتیک تحت فشار بیسابقه محاسبه شده است.
از این نظر، گروه E3 که در سال 2003 برای جلوگیری از جنگ طراحی شد، ممکن است در سال 2025 ما را به یک جنگ نزدیکتر کند.
این را هم از من نشنیده بگیرید. به هر حال، صدراعظم آلمان آشکارا اعتراف کرده است که اسرائیل با بمباران ایران در ماه ژوئن، "کار کثیفی را برای اروپا انجام داد."
بخش سایتخوان، صرفا بازتابدهنده اخبار رسانههای رسمی کشور است.