پرونده هستهای ایران بار دیگر محور گفتوگوهای سطح بالا از نیویورک تا پکن قرار گرفته است که آرایش برجامی جدیدی از تقابل ۳ در برابر ۴ را به نمایش در آورده است. از نشست روز جمعه ایران، چین و روسیه که اعلام کردند تعاملات دیپلماتیک و گفتوگوی مبتنی بر احترام متقابل، تنها گزینه عملی و معتبر است تا نشست متحدان غربی در شورای امنیت و طرح ادعاها علیه ایران و تهدید به فعال کردن اسنپبک. به نظر میرسد که چند ماه آینده و پیش از موعد مکانیسم ماشه یا همان پایان انقضای ۱۰ساله برجام در اکتبر ۲۰۲۵، این گفتوگوها و تهدیدات بعد عملیتر، فنیتر و قابل توجهی پیدا کند و طرفین را در وضعیت صفبندی جدید قرار دهد. به این معنا که طرفین تلاش کنند نسبت به یافتن یک راهکار معتبر دیپلماتیک برای توافق جدید یا بهروزرسانی برجام اقدام کنند یا خود را برای ریسکهای جدید با احتمال حمله به تاسیسات هستهای ایران از سوی آمریکا و اسرائیل و متقابلا پاسخ قاطع ایران آماده کنند. با این حال باید منتظر ماند و دید رفت و برگشت پاسخها و فعال شدن میانجیها تا قبل از آبان۱۴۰۴ چه مسیری را پیش روی طرفین خواهد گذاشت و از آن مهمتر ایران چه پاسخی را به نامه ترامپ خواهد داد. نامهای که محتوای آن از زمان دریافت، محل گمانهزنیهای مختلفی بوده است. گمانه اول این نامه را چیزی بیش از صرف تشدید فشار در قالب جدید نمیبیند؛ اما گمانه دوم خوانش متفاوتی دارد و این استدلال را مطرح میکند که چون نامه در حال بررسی است، بیانگر جزئیات مهمی است که پیام ترامپ را فراتر از صرف دعوت به مذاکره یا تهدید همراه میکند. چالش مذاکره یا تهدید در یک پرونده تحلیلی مورد بررسی قرار گرفته است.